۱۳۹۶ پنج شنبه ۲۷ مهر
English
صفحه اصلی
فرهنگ و هنر
بيرجند مهد علم، هنر و فرهنگ با مشاهيري شاخص همچون رياضيدان و ستاره‌شناس "عبدالعلي بيرجندي"، دكتر "محمدحسن گنجي"(پدر علم جغرافياي ايران)، پرفسور"كاظم معتمدنژاد"(پدر علم ارتباطات ايران)، در دل كوير ايران اسلامي واقع شده است. شهر بيرجند اولين شهر در ايران است كه داراي سازمان آبرساني بوده و بنگاه آب‌لوله بيرجند به عنوان اولين سازمان آبرساني ايران شناخته مي‌شود. هم‌چنين اين شهر اولين شهر در ايران است كه در سال 1302 و پيش از تهران، از لوله‌كشي آب شهري برخوردار شد. مدرسه "شوكتيه" اين شهر، سومين مدرسه آموزش به سبك جديد، بعد از دارالفنون و رشديه تبريز است. به علت موقعيت سياسي و استراتژيك شهر بيرجند، سومين فرودگاه كشور در سال 1312 پس از قلعه مرغي و بوشهر، در اين شهر ساخته شد تا پيش از جنگ جهاني دوم، دو كنسولياري انگلستان و روسيه در بيرجند مشغول فعاليت بوده‌اند. بيرجند از گذشته جزيي از ولايت "قهستان" بوده است، براساس كتيبه‌هاي هخامنشي و نوشته‌هاي مورخان يوناني، قهستان خاستگاه يكي از اقوام ايراني به نام "ساگارت" و بخشي از چهاردهين "ساتراپ" هخامنشي به شمار مي‌آمده، كتيبه "كال جنگال" نشان‌دهنده اهميت منطقه است، در عهد ساساني نيز قهستان از ايالات آباد و معتبر بوده، سنگ نگاره‌هاي "لاخ مزار" در روستاي "كوچ" بيرجند حاوي نوشته‌هايي به خط پهلوي ساساني است كه در آنها نام "آخشنواز" پادشاه "هپتالي" و "قباد" پادشاه ساساني به چشم مي‌خورد. پس از فتح قهستان توسط اعراب در سال 29 هجري قمري، قهستان توسط واليان خلفا اداره مي‌شد و تا سال 259 هجري قمري در سيطره عباسيان بود، مدتي نيز جزء قلمرو صفاريان و امراي محلي سيستان بود، از زمان "حسن صباح" تا تهاجم سپاه "هلاكوخان" مغول اين منطقه به يكي از مراكز عمده سياسي فرقه اسماعيليه تبديل شد و بعد از "الموت"، مهترين مقر حضور فداييان اين فرقه بود كه با حمله "هلاكو" طومارشان در هم پيچيد. تاريخ بيرجند در سده‌هاي اخير يعني از دوره صفويه به بعد با نام خاندان "خزيمه علم" در هم آميخته است، در اواخر دوره صفويه با پيوستن "اميراسماعيل خان خزيمه" به اردوي نادر، حكومت منطقه قاينات به او تفويض شد. استعمار بريتانيا در راستاي حفظ منابع منطقه‌اي خود و با بهره‌گيري از آشفتگي حكومت قاجار، سياست تبديل حكومت محلي بيرجند به مركز سياست بريتانيا در منطقه و بهره‌گيري از خاندان "علم" پايگاهي قدرتمند را در پيش گرفت. برجسته‌ترين آثار تاريخي اين شهر كهن شامل قلعه بيرجند از دوره صفويه، مدرسه شوكتيه، باغ اكبريه و ارگ كلاه فرنگي يادگارهايي از دوره قاجار است.

13- مشاهير و فرزانگان شهرستان
پروفسور محمد كاظم معتمد نژاد:
در سال 1313 در روستاى مود از بخش مركزى بيرجند متولد شد ، تحصيلات ابتدائى و قسمتى از تحصيلات متوسطه خود را در زادگاهش و قسمت ديگر را در بيرجند و سال ششم ادبى را در دبيرستان مروى تهران گذرانيد . در سال 1336 به اخذ درجه ليسانس و در سال 1339 به اخذ درجه دكترى در رشته قضائى از دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران نائل گرديد. وى در زمان تحصيل در دوره كارشناسى با مدير وقت روزنامه كيهان كه استاد ايشان نيز بود رابطه دوستانه‏اى برقرار كرد . وقتى استاد از دانشجويان دوره دكترى براى همكارى در كيهان دعوت كرد ، معتمد نژاد فرصت را غنيمت شمرده و به محيط روزنامه وارد شد .
ديرى نپائيد كه از مترجمى زبان فرانسه، به مسؤليت گروه خارجى و مقالات ارتقاء يافت . روزنامه كيهان كه به روزنامه نگاران تحصيلكرده نياز داشت ، براى وى بورسيه‏اى از دولت فرانسه دريافت داشت . معتمد نژاد در دانشگاه سوربن فرانسه موفق به اخذ دكترى حقوق و علوم سياسى و نيز دكترى تخصصى روزنامه نگارى از انستيتوى مطبوعات و علوم نظرى دانشگاه پاريس گرديد (1343).
خدمات دانشگاهى ايشان ارسال 1344 در سمت استاد يارى در دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران آغاز مى‏شود ضمناً همكارى خود را از آغاز ورود به ايران با موسسه كيهان حفظ كرد. در سال 1343 مؤسسه كيهان پيشنهاد وى را براى يك دوره عالى روزنامه نگارى پذيرفت و براى اين منظور از بين داوطلبان ديپلم ،25 نفر انتخاب شدند. در پايان دوره دو ساله ، اسم اين دوره عالى به مؤسسه عالى مطبوعات و روابط عمومى تغيير كرد
در سال 1350 يعنى زمانى كه نخستين فارغ التحصيلان در بحبوحه اخذ دانشنامه بودند ، اسم مؤسسه به دانشكده علوم ارتباطات اجتماعى تغيير يافت . دراين موقع از دانشيارى دانشكده حقوق دانشگاه تهران استعفا داده و در دانشكده علوم ارتباطات اجتماعى در سمت معاونت دانشكده مشغول به كار گرديد . از سال 56 تا 59 نيز سمت رياست دانشكده را عهده‏دار بود.
با پيش آمدن انقلاب اسلامى ، دانشكده مذكور تعطيل و در دانشكده علوم اجتماعى دانشگاه علامه طباطبائى به عنوان يك گرايش ادغام شد .
با تعطيل شدن دانشگاه ها ، معتمد نژاد به پاريس رفت و در آنجا به تدريس و تحقيق پرداخت. تا ياد وطن او را دلتنگ كرد و در سال 1368 به ايران بازگشت.
معتمد نژاد مجدداً نسبت به توسعه رشته علوم ارتباطات و گشايش دوره ه اى كارشناسى، كارشناسى ارشد و دكترى اقدام نمود تا سرانجام در سال 1375 با پذيرفته شدن دوره دكتراى ارتباطات در وزارت فرهنگ و آموزش عالى به آرزوى ديرين خود رسيد .
پروفسور معتمد نژاد در حال حاضر استاد تمام وقت دانشكده علوم اجتماعى دانشگاه علامه طباطبائى مى‏باشد و در سطوح مختلف آموزشى اشتغال به آموزش دارد .
معتمد نژاد در تشكيل و عضويت انجمن هاى مختلف از قبيل : انجمن دفاع از آزادى مطبوعات ، انجمن بين المللى تحقيق در ارتباطات جمعى ، انجمن بين المللى حقوق فضا ، انستيتوى بين المللى ارتباطات ، انجمن فرانسوى علوم ارتباطات و اطلاعات نقش عمده داشته است.
پروفسور معتمدنژاد بيش از 70 مقاله علمى به مجامع بين‏المللى و يا مجلات ارائه داده و ياخود در تشكيل سمينار ها و كنفرانس هاى علمى نقش مهمى داشته است .
در سال 1373-74 به عنوان استاد نمونه دانشگاههاى كشور از دست رياست جمهورى لوح نقدير دريافت داشته و به پيشنهاد وزير فرهنگ و آموزش عالى و حكم رياست شوراى عالى انقلاب فرهنگى از مهر ماه 1378 به عضويت هيأت امناى دانشگاههاى منطقه مركزى منصوب شده است .

پروفسور محمد حسن گنجي:
پروفسور محمد حسن گنجي از نخستين دانش آموختگان جغرافيا در ايران است كه آموزش و كاربرد جغرافيا را در ايران دگرگون كرد و به حق مي توان او را پدر جغرافياي نوين ايران ناميد.
پروفسور گنجي در 21 خرداد 1291 خورشيدي در بيرجند به دنيا آمد.وي پس از تكميل تحصيلات متوسطه در مدرسه شوكتيه بيرجند به تهران رفت و پس از سه سال تحصيل در خرداد 1312 موفق به اخذ ليسانس تاريخ و جغرافيا از دانشسراي عالي شد . در شهريور همين سال همراه با حدود نود نفر ديگر كه بيست نفراز آنان ليسانسيه هاي دانشسراي عالي بودند به اروپا رفت . بعد از پنج سال اقامت در انگلستان از دانشگاه ويكتورياي منچستر ليسانس تخصصي و ممتاز در جغرافيا (B.A.Honurs) را دريافت نمود كه از جهاتي معادل فوق ليسانس محسوب مي شد. پس از مراجعت به ايران در 1371 به تدريس در دانشگاه تهران پرداخت . دوره خدمت دبيري ايشان در دانشگاه چهارده سال به طول انجاميد تا اينكه در سال 1331 به آمريكا رفته و پس از دو سال تحصيل در دانشگاه كلارك واقع در شهر ورستر از ايالات ماساچوست كه از مراكز بسيار معتبر آموزش و پژوهش جغرافيا بود به احراز درجه دكترا در جغرافيا نايل آمد . پس از مراجعت به تهران و گذشت چند ماه به درجه دانشياري ارتقاء پيدا كرد ايشان تا سال 1354 كه بازنشسته شد و به استادي ممتاز دانشگاه مفتخر گرديد ، 37 سال سابقه تدريس لاينقطع داشت.
از جمله فعاليت هاي مهم او مي توان به :
راه اندازي و رياست هواشناسي ايران ، راه اندازي دانشگاه بيرجند ، معاونت دانشگاه تهران ، همكاري با سازمان جغرافيايي نيروهاي مسلح ، عضويت در 24 انجمن و شوراي علمي و دانشگاهي ،حضور در 43 كنگره و سمينار جهاني، رياست انجمن جغرافي دانان ايران و بيش از نيم قرن تدريس در دانشگاه اشاره كرد .همچنين ايشان 15 كتاب به زبان فارسي نوشته و مقالات وى در مجامع داخلى و خارجى بيش از 77 مورد مى‏باشد.
كسب عنوان دانشمند برگزيده سازمان هواشناسي جهاني در سال 2001 از جمله افتخارات اوست.
ملّا عبدالعلي بيرجندي:
عبدالعلي بن محمد بن حسين نظام الدين بيرجندي يا نظام الدين عبدالعلي بن محمد بن حسين ، رياضيدان و منجم ايراني معروف به فاضل بيرجندي از رياضيدانان و منجمان سده دهم هجري بوده كه در سال 934 هجري قمري وفات يافته است .
شادروان استاد ابوالقاسم قرباني در كتاب " زندگينامه رياضيدانان دوره اسلامي " صفحه 173 به نقل از خواند مير در كتاب تاريخ حبيب السير كه در زمان زندگي بيرجندي تاليف شده است درباره وي مي گويد : " جامع اصناف علوم محسوس و معقول است و حاوي انواع مسايل فروع و اصول ، در علم نجوم و حكميات بي مثل و بدل است و در شيوه زهد و تقوي ضرب المثل " درباره مذهب او نيز بحث هايي است .
استاد قرباني در همان منبع و همانجا او را حنفي مذهب مي داند اما بعضي ديگر ( آيتي ، ناجي ،نصرآبادي و حائري ) او را شيعه دانسته اند . استناد دانشمندان اخير به بعضي نوشته هاي بيرجندي درباره استخراج وقت ظهر و عصر بوده است . شيخ آقا بزرگ طهراني نيز در الذريعه و طبقات اعلام الشيعه به بررسي و معرفي بسياري از كتابهاي او پرداخته است . آثار او به نوشته استاد قرباني سيزده جلد و به نوشته آقاي قاسملو 18 جلد است . وجود چند بيرجندي در زمان هاي مختلف باعث شده است كه بعضي از آثار آنان به عبدالعلي بيرجندي كه از همه مشهورتر است نسبت داده شود . بيرجندي از محضر استادان بزرگي بهره برد . به روايت خواندمير ، علم حديث را نزد خواجه غياث الدين كاشي و فنون حكمي را نزد منصوربن معين الدين ( همكار غياث الدين جمشيد كاشاني ) و ساير علوم را نزد كمال الدين قنوي آموخت . ملا مسعود شرواني و سيف الدين تفتازاني نيز از استادان او به شمار مي روند . (قاسملو ، ص 151)
آرامگاه وي در روستاي بجد از توابع شهرستان بيرجند ، واقع است.
وي داراي تاليفات بسياري در زمينه رياضيات و ستاره شناسي به زبانهاي فارسي و عربي بوده كه برخي از آنان در كتابخانه‌هاي انگلستان و هند نگهداري مي‌شوند . آثار وي عبارتند از :
اسطرلاب ، به فارسي ، كه آن را به نامهاي بيست باب در معرفت اسطرلاب و تحفه حاتميه نيز معرفي كرده اند. اين اثر در جمادي الاولي 900 نوشته شده است . نسخه‌اي از اين رساله در موزه بريتانيا نگهداري مي‌شود .
شرح مختصر الهيئه ، به عربي ، شرحي است بر ترجمه عربي خواجه نصيرالدين طوسي از سي فصل در معرفت تقويم خود ، با نام مختصر الهيئه . نسخه‌اي از آن به شماره add3589 در دانشگاه كيمبريج وجود دارد .
المختصر في بيان آلات الرصد، به عربي . تنها نسخه شناخته شده اين كتاب در كتابخانه آصفيه در هندوستان نگهداري مي‌شود .
شرح التذكرة النصيرية في الهيئة ، به عربي ، تأليف در سال 913 هجري قمري ، شرحي است بر التذكرة النصيرية في الهيئة خواجه نصيرالدين طوسي است . در سال 1142 هجري قمري (1729 ميلادي) ناياناسو كهوپاديايه ، اين كتاب را به زبان سانسكريت ترجمه كرده است .
ابعاد و اجرام ، به فارسي ، در بيان ابعاد و مسافت هاي زمين و بعضي مسائل فلكي . اين كتاب اجرام سفلي و اوضاع اجرام علوي ، مسالك و ممالك و مساحت سطوح اجسام نيز ناميده شده است .
شرح بيست باب در معرفت اسطرلاب ، به فارسي ، تأليف در سال 899 هجري قمري ، شرحي است بر رسالة خواجه نصيرالدين طوسي در اسطرلاب
الحاشيه علي شرح الملخص ، تأليف بعداز سال 921 هجري قمري، حاشيه‌اي است عربي بر شرحي كه قاضي زاده رومي بر رسالة الملخص في الهيئة چغميني نوشته است .
كشاورزي نامه ، به فارسي ، كه به نامهاي فن كشت و زراعت ، رساله در فلاحت و ارشاد الزراعه نيز ناميده شده است .
بيست باب در معرفت تقويم
ترجمة تقويم البلدان ِ ابوالفداء
رساله در هيئت به فارسي
رسالة في آلات الرصد ، به عربي
شرح آداب المناظره ، به عربي , كه در باب منطق است .
شرح الشمسية ، به عربي كه در باب رياضيات است.
شرح الفوائد البهائية ، به عربي , كه در باب رياضيات است.
شرح المجسطي يا شرح تحرير المجسطي ، به عربي
شرح زيج جديد سلطاني ، به فارسي
شرح الدرّالنّظيم في خواص القرآن الكريم ، به عربي
علامه سيد محمد فرزان:
علامه سيد محمد فرزان به سال 1312 هجري قمري برابر با 1283 شمسي در قريه «سندادان » واقع در هشت فرسخي شرق بيرجند به دنيا آمد.
نام پدرش، سيد علي اكبر و نام مادر بي بي بزرگ بود. سيد علي اكبر در ميان مردم به امانت، پرهيزكاري و ديانت معروف بود او از طريق فروش قالي امرار معاش مي كرد علي اكبر از بي بي بزرگ صاحب سه فرزند شد دو پسر به نامهاي سيد محمد و سيد حسن و يك دختر به نام بي بي فاطمه . سيد محمد فرزند بزرگ سيد حسن فرزند وسط و بي بي فاطمه كوچكترين فرزند بود.
پدر سيد محمد زماني كه او بيش از ده سال از عمرش نگذشته بود (حدود 1323 هـ ق) در سن چهل و دو سالگي در سفر زيارت عتبات عاليات در شهر كربلا از دنيا رفت. بي بي بزرگ پس از درگذشت همسر ، حدود چهار سال در روستاي سندادان همچنان سكونت داشت و به تامين معاش و تربيت و تعليم آنها همت نمود.
تحصيلات: سيد محمد و خواهر و برادر در سندادان به مكتب مي رفتند و در كنار تحصيل به مادر در امر قالي بافي كمك مي كردند زماني كه سيد محمد 14 ساله شد و سيد حسن 12 ساله شد و دوره ي مكتب را به پايان رساندند بي بي بزرگ به سال 1327 هجري قمري با سه فرزند خود به شهر بيرجند رفت تا وسيله ي ادامه ي تحصيل آنها را فراهم سازد . او به نزد دو روحاني بزرگ شهر يعني حاج شيخ محمد باقر و حاج شيخ محمد هادي مراجعه نمود و از آنها خواست كه تكليف را در امر تحصيل مشخص كنند. هر دو مجتهد پيشنهاد كردند كه يكي از پسران در مدرسه ي جديد (شوكتيه ) و ديگري در مدرسه ي قديم (حوزه ي علميه) تحصيل كنند.
شيح محمد چون بي بي بزرگ را با پسران در محضر خود ديد، خاطره ي ورود مادر سيد رضي و سيد مرتضي بر شيخ مفيد تجديد شده است و نويد داد كه در آينده ي نزديك هر دو برادر از دانشمندان و علماي طراز اول كشور در رشته ي تحصيل خود خواهند شد و الحق هم چنين است چرا كه سيد محمد در عالم ادب فارسي و عربي حديث تفسير و معارف اسلامي يگانه ي روزگار و سيد حسن يعني آيت الله تهامي در فقه. اصول علوم ادبي و عربي، حكمت و حديث سرآمد زمان و مجتهد طراز اول شد.
بدين ترتيب سيد محمد فرزان در سال 1327 هجري قمري در مدرسه ي شوكتيه نام نويسي كرد.
سيد محمد فرزان چون در قريه ي سندادان خواندن و نوشتن قرائت قرآن و شرعيات و مقدمات علوم ادبي را فراگرفته ، در كلاس دوم پذيرفته شد. اما از حساب هندسه، جغرافيا، تاريخ و علوم طبيعي به علت اينكه اين علوم در مكتب تدريس نمي شد اطلاعي نداشت اما به جهت داشتن استعداد سرشار و حافظه ي قوي در سه ماهۀنخست خود را به پايه ي ساير شاگردان در اين دروس رسانيد . هنوز نيمي از سال 1327 هجري قمري سپري نشده بود كه سيد محمد نيروي ادراك و فهم و نبوغ فكري خويش را بروز داد. بطوري كه توجه مدرسان مدرسه ي شوكتيه را جلب نمود و با مبصر كلاس كه حدود سه سال مقدماتي عربي را در مدرسه ي قديم فراگرفته بود رقابت مي كرد و حتي از او پيشي گرفت او در سال سوم ، چهارم، پنجم و ششم درخشنده ترين شاگرد مدرسه شناخته شد و با معلمان خود به بحث مي پرداخت فرزان در مدرسه بيشتر اوقات خود را صرف مطالعه ي كتابهاي موجود و مجله هاي المقتبس، المقتطف، المنار و الهلال مي كرد.
فرزان در هيجده سالگي مدرسه ي شوكتيه را به پايان برد.
در پايان سال ششم تحصيلات كتابهاي مدرسۀ شوكتيه يا در نيمه ي آن مادر سيد فرزان قصد گزاردن حج بيت ا... الحرام نمود. سيد محمد همراه مادر از طريق عشق آباد روسيه، تركيه، لبنان، و شام به سوي مكه ي معظمه و مدينه ي منوره روي نهاد و مراسم حج را انجام داد. قافله سالار اين كاروان شخصي به نام حاج سيد علي آقا مجتهد سنداداني بود كه بعدها سيد محمد با دختر او ازدواج كرد و در بازگشت از حج در شهر حلب مادر رسيد وفات يافت. او پس از تكفين و تدفين مادر در همان شهر به بيروت رفت و مدت كوتاهي كه در آن شهر بود كتابهايي چند از كتابفروشي هاي آنجا خريد و به ايران آورد.
فرزان پس از بازگشت از سفر به قولي حدود چهار سال در مدرسه معصوميه ي بيرجند تحصيل كرده است.
در ادامه فرزان به مشهد مهاجرت كرده و در حلقه ي درس استاداني همچون اديب نيشابوري حاج آقا حسين قمي و آيت الله خراساني قرار مي گيرد . فرزان چون به فتق مبتلا بوده است نمي توانسته در برابراستاد دو زانو بنشيند؛ بنابراين تمام ساعات تدريس درس استاد را روي پا مي ايستاد و به سخنانش گوش فرا مي داد.
علامه فرزان گفته است: من مطلبي را كه اديب نيشابوري تدريس مي كرد به خوي مي دانستم اما مي خواستم از طرز بيان و شيوه ي سخنوري او استفاده كنم واز اين رو به حلقه ي درس وي حاضر مي شدم.
فرزان صرف نظر از زبان عربي به زبان هاي انگليسي و به ويژه فرانسه مسلط بود و اغلب متوني را به فارسي ترجمه مي كرد.
تدريس در مدرسه شوكتيه و مديريت مدرسه:
علامه پس از تحصيل علوم قديم در مشهد در سال 1297 خورشيدي به بيرجند بازگشت و به تدريس در مدرسه ي شوكتيه پرداخت. موارد تدريس وي ادبيات فارسي و عربي و معاني بيان بوده است.
فرزان براي مدتي رياست دبيرستان شوكتيه را عهده دار بوده است. در همين هنگام بنا به دستور رئيس فرهنگ وقت(آقاي مرتضي مدرسي) مبني بر تنظيم تاريخچه ي مدارس و فرهنگ شهرستان ايشان مسئوول جمع آوري قسمت هاي تاريخي و شرح حال دانشمندان ، شاعران و بزرگان و همچنين مدارس قديم شهرستان مي شود.
عزيمت به سيستان : مدتي از تدريس علامه در بيرجند نمي گذشت كه در همان سال 1279 خورشيدي مامور سيستان شد. مرحوم ذبيح الله ناصح نوشته است: پس از آنكه اسدي و باصر السلطنه از رفتن من به سيستان مايوس شدند.سراغ آقايان فرزان رفتند و ايشان را راضي به مسافرت نمودند. آقاي فرزان قريب نه سال در سيستان بود.20 او در سيستان به تشكيل چند مدرسه همت گماشت. به جهت اعتماد اهالي سيستان به علامه و اصرار آنها در سال 1307 پيشنهاد كانديدا شدن براي مردم سيستان را پذيرفت. اما پيش از روز رأي گيري به دستور تهران، ماموران محلي او را دستگير كرده و به شكلي فجيع به مشهد فرستاده شد و علامه با برادرش آيت الله تهامي پس از خاتمه يافتن انتخابات به بيرجند بازگشتند.21 استاد باستاني پاريزي مي نويسد : اتفاقاً يكي از مواردي كه استاد فرزان را از تهلكه حسن شهرت حديث خير نجات داده عدم توفيق او در انتخابات سيستان بوده است.
رياست اداره ي معارف بنادر جنوب :
در سال 1309 خورشيدي فرزان از طرف وزارت معارف و اوقاف به رياست اداره معارف بنادر جنوب منصوب شد. تا سال 1314 خورشيدي در شهرهاي بوشهر، بندرعباس و جزيره هاي خليج فارس به گسترش آموزش و فرهنگ و تاسيس مدارس اشتغال داشت ضمن اينكه او فرصت يافت مطالعات عميق خود را در آن ديار تكميل نموده و علامه اي از كار درآيد. البته در اين مامو ريت به بيماري مالاريا مبتلا شد و اثرات اين بيماري مزمن تا پايان عمر او را رنج مي داد. در سال 1314 استاد از بند بوشهر به تهران آمد. اما توقف او در در پايتخت چند ماهي طول نكشيد و به رياست فرهنگ شاهرود برگزيده شد.
رياست اداره ي معارف شاهرود :
حدود يك سال يعني از سال 1314 تا 1315 خورشيدي فرهنگ شاهرود به عهده ي علامه ي فرزان بوده است.
علامه ي فرزان در فاصله ي سالهاي 1315 تا 1317 خورشيدي به معاونت فرهنگ قائنات و سيستان بلوچستان منصوب شد.ضمناً تا سال 1320 برنامه هاي مدارس زابل و زاهدان زير نظر و تاييد اداره ي معارف بيرجند تهيه و تنظيم مي شده است.
تدريس در دبيرستان هاي مشهد :
سال 1317 استاد فرزان به مشهد منتقل شد و در دبيرستان مشهد مشغول به تدريس گرديد . اين كار تا سال 1320 خورشيدي به طول انجاميد.
رياست فر هنگ و اوقاف بيرجند وقائنات:
علامه در شهريور سال 1320 خورشيدي به رياست فرهنگ بيرجند و قائنات منصوب گرديد و بيش از ده سال در اين منطقه به خدمت مشغول بود. فرزان با مساعدت مردم حدود سي و چند باب دبستان در نقاط مختلف تاسيس كرد. تا سال 1331 اين مسؤؤليت را داشت و در اين سال به تهران منتقل شد.
علامه فرزان در تهران:
در سال 1331 استاد فرزان به پايتخت منتقل شد. ايشان در مؤسسه ي وعظ و خطابه و دانشكده هاي معقول و منقول (الهيات و معارف اسلامي) و ادبيات دانشگاه تهران به تدريس پرداخت. در اين هنگام صيت شهرت و فضل و دانش علامه در افواه پيچيده بود. مقاله هاي محققانه و انتقادات بجا كه بر آثار برخي از مشاهير عصر مي نمود او را بر سر زبان ها انداخت. او با دانشمندان بزرگي همچون جلال همايي، محيط طباطبايي ، حبيب يغمايي، مجتبي مينويي اسلامي ندوشن و ايرج افشار مصاحبت داشت و آثار ارزشمند خويش را در مجله هاي يغما، راهنماي كتاب و ارمغان منتشر مي ساخت . هفته اي يك روز به دفتر مجله ي يغما مي رفت و در آنجا با نويسندگان به مذاكره و مباحثه مي پرداخت. فرزان كه از خود خانه اي نداشت در منزل داماد خود آقاي سيادت زندگي مي كرد و آنجا محل آمد و رفت استادان و دانشمندان بود(روزهاي جمعه) بيرجنديها ادب دوست و دوستان نزديك به ديدارش مي شتافتند.
در سال 1330 خورشيدي وزارت فرهنگ وقت طي بخشنامه اي به تمام معلمان توصيه كرد كه نظراتخويش را درباره ي كتابهاي درسي به وزارت متبوع كتباً اعلام دارند. فرزان درباره ي معايب كتب درسي نظرات جامعي تنظيم نمود و راه اصلاح آنها را نيز پيشنهاد كرد نظرات صائب علامه به شوراي عالي فرهنگ ارجاع شد شوراي عالي فرهنگ استاد سيد حسن تقي زاده را مامور بررسي دقيق پيشنهاد هاي آموزشي فرزان نمود و تقي زاده آنها را مورد مطالعه قرار داد و كليه پيشنهاد هاي فرزان را مفيد و ضروري تشخيص داد.در سال بعد(1331)وزارت فرهنگ جهت تصحيح و انتخاب كتب درسي كميسيوني را تشكيل داد كه مركب بود از سيد محمد فرزان سيد محمد طباطبايي و مجتبي مينويي و از ايشان خواسته شد تا كتابهايي را برگزينند كه بطور موقت در مدارس تدريس شود تا به تدريج در سالهاي بعد كتابهايي بر مبناي اصول تعليم و تربيت نوشته و منتشر گردد. مرحوم احمدي او را كارمند عالي رتبه ي وزارت فرهنگ معرفي مي كند.تا سال 1338 علامه در تهران بودند.
آقاي سيادت داماد علامه كه كارمند بانك عمران بود در سال 1344 از تهران به شهر بابلسر منتقل شد استاد فرزان نيز به آنجا مهاجرت كرد و تا سال 1347 فرزان در بابلسر بود حال استاد در آنجا بهتر شده بود و مي گفت آب و هواي بابلسر با مزاجم سازگار است.
دو سال آخر عمر استاد در تهران بود چرا كه داماد ايشان مجدداً به تهران انتقال يافت. در آخرين سال حيات غالباً بيمار و حتي نزديك به هشت ماه در بستر بود و به زحمت به اداي فريضه ي نماز كه تا دم واپسين دقت داشت نشود، مي پرداخت. با وجود بيماري در بستر مطالعه مي كرد و بر كتابها حاشيه نويسي مي نمود.
وفات فرزان :
در 23 فروردين ماه 1349 برابر پنجم صفرالمظفر 1390 هجري قمري زماني كه دكتر تهامي برادر زاده ي ايشان بر بالينش حضور داشت دار فاني را وداع كرد.
علامه فرزان در چند متري مرقد حضرت عبدالعظيم و پهلو به پهلوي ابوافتح رازي، ميرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهاني ، علامه قزويني، عباس اقبال و تني چند از دانشمندان ديگر دفن گرديد.
تاليفات فرزان:
استاد مينوي درباره ي تاليفات علامه مي نويسد : كثرت وسواس او در صحيح بودن نوشته ها مانع از اين شده است كه تاليف و تصنيفي بكند . ولي در نوشتن بسياري از كتاب ها كه مولفين و مصححين آنها از آن مرحوم استشار كرده اند ، دخيل و سهيم بوده است. با اين حال ايشان مقاله هاي محققانه و انتقادي در مجله يغما ، راهنماي كتاب و ارمغان درج شده كه بعد ها در كتابي تحت عنوان مقالات فرزان به چاپ رسيده است. تعدادي از مقالات به شرح ذيل مي باشد :
در اطراف كليله و دمنه ي بهرام شاهي - نظري به حواشي كليله و دمنه - نظري در حواشي مرزبان نامه - تصحيحي درزبان نامه - نظري در تصحيح چهار مقاله - چند نكته در تصحيح ديوان حافظ - صورت صحيح بيت حافظ - معناي دو بيت از حافظ - امثال قران كريم - معناي كلمه ي كضيم - راجع به ترجمه ي قرآن مجيد ( كلمات ، عبارات و احيانا آيات تمامي كه از قلم ترجمه افتاده است ، غفلتها و سهو القلمها ، اغلاط و اشتباهات) - ترجمه قرآن از پاينده - درباره ترجمه قرآن - يادداشت هاي متفرقه در باب بوستان سعدي - معناي بيتي از سعدي .
شاگردان فرزان :
استاد فرزان شاگردان بسياري را تربيت كرد كه خود بعد ها از مشاهير و دانشمندان بنام منطقه ، ايران و حتي جهان شدند .به تعدادي از اين افراد اشاره مي كنيم : الف- پرفسور محمد حسن گنجي ب- دكتر محمد اسماعيل رضواني ج- دكتر جمال رضايي د- دكتر تهامي ه- دكتر محمد حسين اعتمادي و- دكتر هادي فرزانه
سيد محمد شهرستانى:
سيد محمد شهرستانى در سال 1261 در كربلا متولد شد . پس از طى تحصيلات مقدماتى علوم قديمه ، در 25 سالگى به آستان قدس رضوى مشرف شد و از محضر برادرش حجةالاسلام سيد جعفر شهرستانى كه امام جماعت مسجد گوهر شاد و از مراجع تقليد بود ، كسب فيض نمود و بقيه تحصيلات حوزوى خود را به پايان برد . شهرستانى به خوش نويسى علاقه داشت ، و نزد "ميرزاى خوشنويس" به يادگيرى فنون خوش نويسى پرداخت و از خوش نويسان طراز اول گرديد .
چون فرهنگ نوپاى بيرجند به اساتيد مختلف نياز داشت ، از شهرستانى دعوت به همكارى نمود . وى سى سال به‏طور رسمى به آموزش خط و نقاشى پرداخت . او ضمناً فردى وارسته و مردم دار بود . شهرستانى بنا به درخواست آيت الله قمى ، چند سالى در مسجد مصلى بيرجند اقامه نماز جماعت نمود .
شهرستانى در مدت عمر خود هفت قرآن نوشته كه در نوع خود كم نظير است . او درسال 1333 در بيرجند به رحمت ايزدى پيوست .
آيت الله حاج سيدكاظم حائري :
روحاني جليل القدر آيت الله حاج سيدكاظم حائري در سال 1331 قمري و در كربلاي معلي در خانواده اي متدين و داراي 6 فرزند متولد شد . پدر بزرگوار ايشان ، از بزرگان و برجسته گان روستاي فلارگ بود . تحصيلات مقدماتي را در كربلا نزد علماي بزرگ زمان آموخت . سن 14 تا 20 سالگي اش را در بيرجند گذراند و همانجا به تحصيلاتش ادامه داد در اين زمان به منظور تحصيل عازم نجف اشرف شد و از محضر اساتيد بزرگي چون آيت الله نائيني و سيد ابوالحسن اصفهاني و آيت الله حاج آقاي حسين قمي بهره برد.
حائري سال ها در حوزه مقدسه معارف علوي در نجف اشرف كسب فيض كرده بود و در صف مبارزترين اصحاب آيت الله فقيد مرحوم حاجي آقا حسين قمي زعيم وحيد و مجاهد فريد دوران اخير اسلام بود و در آخرين سفري كه فقيد سعيد و مجاهد بزرگ اسلامي براي ترميم خرابي ها و اصلاح مفاسد ديني به ايران تشريف آورد حائري بزرگوار در جبهه جهاد مقدس اسلامي افتخار هم ركابي و هم عناني آن بزرگوار را داشت و با يك عالم شوق و غرور ديني با جبهه بشاش و با نشاط خاطر در برابر گروه الحاد مبارزه مي طلبيد .
ثمره زندگي آيت الله حاج سيد كاظم حائري ، 3 پسر و 5 دختر بود كه حاصل زندگي اين عالم والامقامه از زندگي با دو همسرش بود كه در اينجا بيشتر با آن ها آشنا مي شويم.
همسر اول ايشان سركارخانم ربابه بيگم اشكوزي بود كه پدر بزرگوارش از علماي نجف بود و فرزندان ايشان:
سيدمحمد (امام جماعت و ساكن تهران) ، بيبي معصومه بيگم (خانه دار و ساكن بيرجند) ، مرحوم بيبي فاطمه (همسر يكي از تجار بيرجندي) ،مرحوم سيدابوالحسن (مهندس تأسيسات و نماينده مجلس) ، بيبي صديقه (فرهنگي ) ، سيدعلي (دكتراي جامعه شناسي و استاد دانشگاه فردوسي) ، بيبي خيريه بيگم (فرهنگي)مي باشند.
همسر دوم آيت الله حاج سيدكاظم حائري ، سركارخانم بيبي زهرا بود كه بعد از فوت همسر اول ايشان ، با اين بزرگوار ازدواج نمود. از بيبي زهرا خانم يك فرزند به نام بيبي قدسيه كه فرهنگي و شاغل در آموزش و پرورش مي باشند ، به جا مانده است.
ويژگي هاي اخلاقي :
جهاد و تلاش در راه تحصيل : آيت الله حاج سيدكاظم حائري ، تحصيلات مقدماتي را در كربلا نزد علماء بزرگ زمان آموخت . سن چهارده تا بيست سالگي را در بيرجند گذراند و به تحصيلاتش ادامه داد . در اين زمان به عزم تحصيل راه ديار غرب پيش گرفت و به مقصد نجف موطن اسلاف به پشت سر نهاد . او از همان ابتدا شوق شديد به علوم دينيه داشت و به آنچه مي خواند ايمان داشت . مدتي دراز از ايام صبي و شباب را به مطالعه و تدريس گذراند.
حق گويي و حق طلبي : آيت الله حاج سيد كاظم حائري، يكي از دانشمندان و وعاظ شهير و متدين واقعي قاينات بود ، آن مرحوم به صفات پسنديده حق گويي و مخالفت با سالوس و ريا كه بيشتر در مجامع زاهدنمايان عصر رسوخ دارد آراسته بود . معنويت اسلامي را چنانكه بايد و خداوند متعال خواسته به سمع مردم مي رسانيد ، داعي به سوي حق و انسانيت بود.
بي اعتنايي به مال دنيا و ساده زيستي : آيت الله حاج سيدكاظم حائري به دليل سجايا و فضايل اخلاقي خاص و منحصر به فردش ، طرفداران و ياران بي شماري داشت . يكي از مريدان ايشان كه در تهران ساكن بود 50 كيسه برنج و 10 حلب روغن را ارسال كرد تا به خرج خانواده ايشان برسد و چون مي دانست كه ايشان اين موارد را قبول نمي كند و به فقرا و نيازمندان كمك خواهد كرد اين مواد غذايي را به آقا صيقلي (امين منزل آيت الله حائري) داد و قرار شد كم كم به خانه آيت الله حاج سيدكاظم حائري بياورد . ولي به محض مطلع شدن اين عالم پارسا و يگانه از اين كار دستور داد تا اين مواد را بين نيازمندان توزيع و تقسيم كنند و تنها يك كيسه برنج براي خانواده نگه داشت.
كمك به نيازمندان ، ايتام و مستمندان : برادر بزرگوارم نيمه هاي شب سوار بر مركب خود به در خانه هاي نيازمندان مي رفت و به صورت ناشناس به آن ها كمك مي نمود . هرگاه كسي به علت ارادت به شخص ايشان مالي را به ايشان هديه مي كرد ، آن را وقف نيازمندان و مستمندان مي نمود .
تاجران و ثروتمندان بيرجندي به دليل اعتمادي كه به آيت الله حاج سيدكاظم حائري داشتند ، ايشان را امين خود داشته و خمس و زكات خود را به ايشان مي دادند تا به هر نحوي كه صلاح ميداند بين مردم مستمند توزيع كند .
پدر گرانقدرم وقتي فوت نمودند مقدار كم و ناچيزي از پول در اختيار داشتند ، چرا كه همواره تمركز لطف و توجه او به ايتام ، مستمندان و فقرا بود و به مال دنيا وابستگي و دلبستگي نداشت.
ساخت مسجد جامع علوي:
آيت الله حاج سيدكاظم حائري در سال 1332 شمسي بنا به درخواست و دعوت هاي مكرر مردم، حب به وطن و عشق به خدمت به بيرجند آمد . اين روحاني بلند مرتبه در اوايل ورودش مسجد جامع چهاردرخت را براي نماز اختيار كرد و تعميراتي نيز در اين مسجد انجام داد.عشق به خدمت و حب وطن ، در وجود مبارك آيت الله حاج سيد كاظم حائري غوغا مي كرد. او چنان در پيروي دستورات پروردگارش در جهت خدمت به خلق و گره گشايي از كار مردم غرق شده بود كه تمامي تلاش خويش را جهت انجام اين رسالت به كار مي بست.
بدون شك يكي از انگيزه هاي اصلي ساخت مسجد علوي خدمت به مردم بود.
بي بي معصومه حائري ، دختر بزرگوار آيت الله حائري نيز در مورد انگيزه ساخت مسجد چنين مي گويد كه "پدر گرانقدرم در سفرشان به مكه ، چشم شان به مسجدي مي افتد كه بر سر در آن نوشته شده بود "مسجد اموي" ايشان بعدها تعريف كردند كه از همان زمان قصد و نيت خود را بر اين قرار دادم كه خداوند توفيقي دهد تا مسجدي بسازم و آن را "مسجد علوي" نامگذاري كنم. اين قصد و نيت هميشه فكر مرا مشغول كرده بود و منتظر فرصتي بودم تا آن را عملي سازم. "
وفات :
مرگ ناگهاني عالم جليل القدر و روحاني بلندمرتبه ، آيت الله حاج سيدكاظم حائري ، اين برگزيده زمان و اين بزرگوار بيمانند ، كه عمري از خم نماز شب ، ساغر گرفته بود در 23 رجب 1377 برابر با 24 بهمن و در سن 46 سالگي نداي حق را لبيك گفت .جنازه آن مرحوم را كه غرق در گل شده بود ساعت 7:30 از منزل بيرون آوردند . ازدحام جمعيت به قدري بود كه در عرض يك ساعت شايد صد متر راه پيموده نمي شد.علماء بزرگ، آيات شهر و آقاي ناصح فرماندار، رؤسا، كاركنان ادارات كشوري، لشگري و فرهنگيان و عموم طبقات در عقب جنازه حركت مي كردند . صداي گريه مردم قطع نمي شد و جمعيت از ده هزار نفر متجاوز بود . جنازه را به مدرسه طلاب بردند و پس از غسل به مسجد آن مرحوم (مسجد جامع علوي) كه روز قبل از فوت خود دستور ساخت قبرش را داده بود به خاك سپردند . مناجات و نيايش هاي خالصانه اش در كوچه هاي عبورش به مسجد جاري است و عطر حضورش را اگر خوب استشمام كني هنوز اطراف مقبره اش مي تواني حس كني.
تاریخ به روز رسانی: 1394/06/15
تعداد بازدید: 5763
امتیازدهی
میانگین امتیازها:0 تعداد کل امتیازها:0
مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0)
ارسال نظرات
نام  
آدرس پست الکترونیکی شما    
توضیحات  
تغییر کد امنیتی  
کد امنیت  
 
کلیه حقوق این پایگاه متعلق به استانداری خراسان جنوبی میباشد.
Powered by DorsaPortal